تحلیل کسب و کار چیست و چگونه انجام میشود؟

یکی از مهمترین چالشهای کسبوکارها در فضای رقابتی بازار، شکست پروژهها بهدلیل شناسایی نادرست نیازهای سازمانی است. امروزه بسیاری از طرحها و سرمایهگذاریها با وجود صرف زمان و هزینه قابلتوجه، به نتیجه مطلوب نمیرسند؛ چراکه راهکار انتخابشده با نیاز سازمان همراستا نبوده است.
برای کاهش این ریسک، رویکرد تحلیل کسب و کار مطرح میشود؛ این روش به سازمانها در شناسایی نیازهای واقعی و انتخاب راهکار مناسب کمک میکند. در ادامه این مقاله، تحلیل کسب و کار را بهصورت جامع بررسی میکنیم تا با مراحل و ابزارهای کاربردی این رویکرد آشنا شوید.
تحلیل کسب و کار چیست؟
تحلیل کسب و کار رویکردی ساختارمند برای شناسایی مشکلات، نیازها و فرصتهای سازمان است که زمینه ایجاد تغییرات مثبت را فراهم میکنند. نقطه شروع تحلیل کسب و کار، شناخت نیاز است؛ نیازی که به شکل یک مسئله عملیاتی، کاهش عملکرد سازمان، نارضایتی مشتریان یا یک فرصت رشد جدید در بازار ظاهر میشود.
تحلیلگر کسب و کار ابتدا این نیاز را بهصورت ریشهای بررسی میکند، سپس راهکاری پیشنهاد میدهد که بیشترین ارزش را برای ذینفعان ایجاد کند. در واقع بسیاری از شکستهای سازمانی، ناشی از شناسایی نادرست نیازمندیها است؛ به همین دلیل، تحلیل دقیق، روشنسازی نیازها و انتخاب راهکار مناسب، زمینهساز موفقیت در کسب و کار را ایجاد میکنند.


مراحل تحلیل کسب و کار
تحلیل کسب و کار فرآیندی منظم و مرحلهبهمرحله برای حل مسائل سازمانی است که با شناسایی نیازها آغاز میشود و تا پیدا کردن راهکار مناسب و ارزیابی نتایج ادامه پیدا میکند. توجه داشته باشید که در بسیاری از سازمانها، تحلیل در کنار سیستم سازی کسب و کار معنا پیدا میکند؛ با تحلیل کسب و کار ریشه مسئله مشخص میشود و سپس سیستمسازی، تغییرات موردنیاز را در قالب فرآیندهای مشخص و قابلاجرا پیادهسازی میکند. در ادامه مراحل تحلیل کسب و کار را بررسی میکنیم.
گام اول؛ شناسایی نیازها
نخستین مرحله در تحلیل کسب و کار، شناسایی دقیق نیازها است. نیاز میتواند به شکل یک مشکل مانند کاهش فروش یا یک فرصت مانند ورود به بازار جدید ظاهر شود. بسیاری از پروژهها زمانی با شکست مواجه میشوند که نیاز اصلی بهدرستی تعریف نشده یا سازمان بهجای تمرکز بر ریشه مشکل، به سراغ مسائل سطحی رفته است. ازاینرو در این مرحله، باید ریشه اصلی نیاز مشخص شود. برای مثال گاهی مدیران کسبوکارها کاهش بهرهوری را ناشی از کمکاری کارکنان میدانند؛ درحالیکه معمولاً این مشکل بهدلیل ضعف در طراحی فرایند ایجاد میشود.
برای درک دقیقتر نیازهای سازمان در این مرحله، گاهی از بوم کسب و کار استفاده میشود؛ این بوم در حقیقت نموداری تصویری است که از بخشهای متنوع از جمله گزارههای ارزش، زیرساخت، مشتریان یا امور مالی مربوط به یک شرکت تشکیل شده است. سازمان با بررسی این اجزا مشخص میکند که مشکل دقیقاً در کدام بخش کسب و کار قرار دارد.


گام دوم؛ شناسایی و تحلیل ذینفعان
پس از شناسایی نیازها، باید همه ذینفعان شامل مدیران، کارکنان، مشتریان، تأمینکنندگان یا حتی نهادهای نظارتی مشخص شوند. این افراد کسانی هستند که بهطورمستقیم یا غیرمستقیم تحت تأثیر تغییرات سازمانی قرار میگیرند.
در این مرحله باید میزان نفوذ، سطح انتظارات، دغدغهها و نقش هر ذینفع بررسی شود؛ چراکه برخی افراد تصمیمگیرنده و برخی دیگر اجراکننده هستند. تحلیلگر با طراحی تصویری شفاف از شبکه ارتباطی درونسازمانی، از بروز تعارضهای بعدی هنگام تحلیل کسب و کار جلوگیری میکند.
گام سوم؛ جمعآوری نیازمندیهای ذینفعان
در گام سوم تحلیل کسب و کار، تمرکز بر جمعآوری نیازمندیهای ذینفعان است. نیازمندیها مجموعهای از انتظارات، خواستهها، محدودیتها و شرایطی هستند که باید در انتخاب راهکار نهایی موردتوجه قرار بگیرند. برای این کار میتوان از تکنیکهای مختلف مانند مصاحبه، کارگاههای گروهی، طوفان فکری، مشاهده و تحلیل اسناد استفاده کرد. هدف از استخراج نیازمندی ذینفعان این است که تصویری کامل و دقیق از انتظارات این افراد بهدست بیاید.


گام چهارم؛ تحلیل و اولویتبندی نیازمندیها
پس از جمعآوری نیازمندیها، باید آنها را تحلیل و اولویتبندی کرد. همه نیازمندیها، اهمیت یکسانی ندارند و منابع سازمان نیز محدود است؛ بنابراین موارد مهم باید مشخص شوند و در اولویت قرار بگیرند. در نظر داشته باشید که گاهی در این مرحله، نیازمندیها با یکدیگر در تضاد هستند یا اجرای همزمان آنها امکانپذیر نیست. تحلیلگر کسب و کار باید با همکاری ذینفعان این مشکل را مدیریت کند و به یک توافق منطقی برسد.
گام پنجم؛ انتخاب بهترین راهکار
در گام پنجم تحلیل کسب و کار، تحلیلگر باید راهکارهای موجود را براساس اولویت نیازمندیها بررسی کند. این راهکارها میتوانند شامل تغییر فرآیندها، اصلاح ساختار سازمانی یا توسعه محصول جدید باشند. پس از طرح راهکارها، باید آنها را از نظر هزینه، ریسک و مدتزمان اجرا مقایسه کرد. در نهایت، راهکاری انتخاب میشود که بیشترین منفعت و کمترین ریسک را داشته باشد.
گام ششم؛ ارزیابی و سنجش عملکرد راهکارها
تحلیل کسب و کار با انتخاب و اجرای راهکار به پایان نمیرسد؛ بلکه ارزیابی عملکرد راهکار اهمیت بسیار زیادی دارد. درصورتیکه راهکار، مشکل کسب و کار را حل نکرده باشد، تحلیلگر باید علت این موضوع را بررسی کند. سازمان با ارزیابی مستمر نتیجه راهکارها، از تجربههای خود درس میگیرد و در پروژههای بعدی عملکرد بهتری نشان میدهد.
مهمترین تکنیکهای تحلیل کسب و کار
تحلیل کسب و کار نیازمند ابزارها و تکنیکهای ساختارمند است. این ابزارها به تحلیلگر در ارزیابی وضعیت موجود، مقایسه گزینههای مختلف و انتخاب بهترین راهکار کمک میکنند.
در بسیاری از موارد، تحلیلگر کسب و کار برای ارزیابی عملکرد سازمان از ابزارهایی مانند بنچمارک، استفاده میکند. بنچمارک با تعیین معیار و اندازهگیری عملکرد و کیفیت سازمان در زمینههای مختلف، به کسبوکار در مشخص کردن جایگاه خود نسبت به رقبا کمک میکند. در ادامه، مهمترین ابزارها و تکنیکهای تحلیل کسب و کار را بررسی میکنیم.


تکنیکهای تحلیل استراتژیک کسب و کار
تحلیلهای استراتژیک کسب و کار زمانی بهکار میروند که سازمان قصد مشخص کردن جهتگیری کلان، ورود به بازار جدید، توسعه محصول یا تغییر ساختار خود را دارد. این ابزارها به مدیران کمک میکنند تصویر جامعتری از محیط داخلی و خارجی سازمان داشته باشند. در ادامه مهمترین تکنیکهای تحلیلهای استراتژیک را مشاهده میکنید:
- آنالیز SWOT: این ابزار نقاط قوت (Strengths)، نقاط ضعف (Weaknesses)، فرصتها (Opportunities) و تهدیدها (Threats) را تحلیل میکند. سازمانها با استفاده از آنالیز swot مزیتهای رقابتی خود را میشناسند و برای نقاط ضعف خود، برنامه اصلاحی تعیین میکنند.
- تحلیل PESTLE: این مدل تحلیل، عوامل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فناوری، حقوقی و محیطی را بررسی میکند. سازمان با کمک تحلیل PESTLE تغییرات محیط خارجی را شناسایی میکند و اثر آنها بر فعالیتهای خود را میسنجد. این ابزار برای کسب و کارهایی که در بازارهای پرنوسان فعالیت میکنند، کاربرد زیادی دارد.
- پنج نیروی پورتر: این مدل، شدت رقابت در یک صنعت را از طریق بررسی پنج عامل شامل رقبا، تهدید ورود تازهواردان، قدرت چانهزنی مشتریان، قدرت تأمینکنندگان و تهدید محصولات جایگزین تحلیل میکند. استفاده از این مدل برای ارزیابی جایگاه رقابتی سازمان کاربرد دارد.
در نظر داشته باشید که این ابزارها معمولاً در تدوین بیزینس پلن نیز کاربرد دارند؛ چراکه برنامهریزی بلندمدت بدون تحلیل دقیق محیط رقابتی و شرایط بازار امکانپذیر نیست.
تکنیکهای تحلیل فرآیندی کسب و کار
تکنیکهای تحلیل فرآیندی کسب و کار، بر نحوه انجام فعالیتهای داخلی سازمان تمرکز دارند و هدف این دسته از ابزارها شناسایی گلوگاهها، کاهش اتلاف منابع و بهبود کارایی فرایندها است. ابزارها و تکنیکهای تحلیل فرآیندی عبارتاند از:
- مدلسازی فرآیند با BPMN: سازمان میتواند با کمک این روش جریان انجام کارها را بهصورت تصویری شفاف ترسیم کند. با این مدلسازی میتوان گلوگاهها، دوبارهکاریها و نقاط اتلاف منابع را شناسایی و برای بهبود آنها برنامهریزی کرد.
- تحلیل ریشهای علت: این تکنیک بهجای تمرکز بر نشانههای مشکل، بهدنبال یافتن علت اصلی آن است. با شناسایی علت بنیادی، راهکار پیشنهادی موثرتر خواهد بود.
- نقشه جریان ارزش: این تکنیک، نحوه خلق ارزش در یک فرآیند را بررسی میکند و باعث میشود که فعالیتهای ارزشمند از فعالیتهای غیرضروری تفکیک شوند.
تحلیلهای فرآیندی کمک میکنند تصمیمهای سازمان بر پایه دادههای واقعی گرفته شود.
تکنیکهای تحلیل بازار و مشتری
تحلیل بازار و مشتری با هدف شناخت رفتار مصرفکنندگان، بررسی رقبا و سنجش رضایت مشتری انجام میشود. تکنیکهای تحلیل بازار و مشتری به سازمان کمک میکنند که انتظارات مشتریان را بشناسند و برایناساس، ارزش بیشتری برای آنها ایجاد کنند. تحلیل رقبا، بررسی سهم بازار و تحلیل روندهای رفتاری مشتریان از جمله روشهای رایج در این حوزه هستند.
در بسیاری از سازمانها، اطلاعات بهدستآمده از ارتباط مستقیم با مشتریان نقش مهمی در تحلیل بازار و مشتری دارد. برای مثال، بازخوردهای دریافتشده از طریق کانالهای ارتباطی مانند پنل پیام کوتاه اطلاعات ارزشمندی درباره رضایت مشتریان، میزان استقبال از محصولات جدید یا نقاط ضعف خدمات ارائه میدهد. ترکیب این اطلاعات با دادههای حاصل از تحلیل بازار، به سازمان در تنظیم دقیقتر استراتژیهای بازاریابی کمک میکند.


استفاده از تحلیل کسب و کار درکنار پنل پیامکی برای رشد سازمان
در این مقاله بهصورتکامل تحلیل کسب و کار را بررسی کردیم؛ تحلیل کسب و کار به سازمانها در شناخت نیازهای واقعی و انتخاب راهکارهای مناسب برای رفع این نیازها کمک میکند. درواقع شکست بسیاری از پروژهها بهدلیل نبود نگاه تحلیلی و ساختارمند است.
بااینحال در نظر داشته باشید که تحلیل کسب و کار زمانی ارزشمند است که به اقدام عملی منجر شود. برای مثال زمانیکه در فرآیند تحلیل، نیاز به بهبود ارتباط با مشتریان و اطلاعرسانی سریع شناسایی میشود، سازمان باید ابزاری مناسب برای اجرای این راهکارها در اختیار داشته باشد. یکی از سریعترین و موثرترین ابزارهای ارتباطی در این مسیر، پنل پیامکی است.
اگر بهدنبال ابزاری حرفهای برای برقراری ارتباط سریع و هدفمند با مخاطبان خود هستید، از پنل پیامکی فراز اساماس استفاده کنید. این سامانه پیامکی امکان ارسال اساماسهای تبلیغاتی و خدماتی انبوه را فراهم میکند و قابلیتهایی متنوع از جمله ارسال پیامکهای اعتبارسنجی و اتصال آسان به انواع وبسایتها و نرمافزارها را در اختیار کسب و کارها قرار میدهد.
منبع:https://farazsms.com/business-analysis/
ارسال یک پاسخ